خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

The stats helper monkeys at WordPress.com mulled over how this blog did in 2010, and here’s a high level summary of its overall blog health:

Healthy blog!

The Blog-Health-o-Meter™ reads Wow.

Crunchy numbers

Featured image

A Boeing 747-400 passenger jet can hold 416 passengers. This blog was viewed about 3,000 times in 2010. That’s about 7 full 747s.

 

In 2010, there were 54 new posts, growing the total archive of this blog to 123 posts. There were 3 pictures uploaded, taking up a total of 3mb.

The busiest day of the year was August 13th with 116 views. The most popular post that day was در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود.

Where did they come from?

The top referring sites in 2010 were mail.yahoo.com, ipakchi.ir, pulse.yahoo.com, haftmezrab.blogfa.com, and noorestan.blogfa.com.

Some visitors came searching, mostly for تنگ براق, شعر شیرازی, habibkhorram.wordpress.com, شعرشیرازی, and habibkhorram.wordpress.ir.

Attractions in 2010

These are the posts and pages that got the most views in 2010.

1

در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود August 2010
4 comments

2

رانندگی خــــانــم هـــا July 2010
12 comments and 1 Like on WordPress.com,

3

دیکشنری شیرازی June 2010
7 comments

4

رو چیشُم-شعر شیرازی February 2010

5

تنگ براق August 2008
3 comments

به پسرم اینگونه درس بدهید:

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازاء هر شیاد، انسانهای درست و صدیق وجود دارند.

به او بگویید به ازاء هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی هم وجود دارد.

به او بیاموزید که به ازاء هر دشمن، دوستی هست.

می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با کار و زحمت خودش، یک دلار کاسبی کند بهتر از این است که جایی روی زمین پنچ دلار پیدا کند.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.

او را از غبطه خوردن برحذر دارید.

به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به او بگویید تعمق کند.

به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه،به زنبورهایی که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.
ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید
اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.

به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند. اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پروده نسازید.

بگذارید که شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبیست

زنجیر محبت

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: “من چقدر باید بپردازم؟”

و او به زن چنین گفت: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!”

 

 

 

***

 

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

 

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!”.

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:

 

“دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه…”

اگه به ديگران کمک کنيم بلاخره يک جا يکی به ما کمک ميکنه و قول بديم كه

نگذاريم هيچ وقت زنجير عشق به ما ختم بشه

 
 
این داستان رو برای هر کس که دوست دارید بفرستید… نگذارید زنجیر عشق به شما ختم بشه

بیسکویت سوخته

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است!
 
در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد.
 
یادم هست اون شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم، شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی میکرد
 
و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: عزیزم، من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم
 
همان شب، کمی بعد که رفتم بابام رو برای شب بخیر ببوسم، ازش پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
 
اون منو در آغوش کشید و گفت: مامانت امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
 
 
 
زندگی مملو از چیزهای ناقص… و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند
 
خود من در بعضی موارد، بهترین نیستم، مثلاً مانند خیلی از مردم، روزهای تولد و سالگردها را فراموش میکنم.
اما در طول این سالها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار: درک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است
 
 
 
و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد
 
 
این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع تفاهم، اساس هر روابطی است. هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر، خواهر یا دوستی!
 
کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید، آن را پیش خودتان نگهدارید
 
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آره، حتی از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود

1389081818–

از امروز ساعت کارمان یک ساعت کمتر شده است

یعنی صبحها به جای هشت ،نه میاییم سر کار

قصد داشتم این یک ساعت را به صورتی بهتر سپری کنم و مثلا درس بخوانم یا مطالعه کنم لیکن اولین روز یک ساعت کمتر کار به خواب گذشت

و چه خوابی

راستی

دیشب خواب رئیس دفتر رئیس جمهور  را دیدم

نمی دانم این یارو توی خواب با ما چه کار دارد دیگر

.

امروز از خیابان عفیف آباد شیراز یک نوع شیرینی خریدم عجیب خارجی

اسمش یادم نیست

هفت تاش هزار و پانصد تومان به علاوه ی یک ظرف کوچولوی سس شکلات دو هزار تومان

حالا که خریده ایم و خورده ایم دارم فکر می کنم چه گران شد!!!!؟

ولی در کل خوشمزه بود

.

فی الحال در حال گوش دادن به نوای موسیقی هتل کالیفرنیا می باشیم  از گروه ایگلز که عجب زیبا و پر معنی است شعرش

برای امروز کافی است

تا بعد

چهل روز تا عاشورا

بی مقدمه و حاشیه

اس ام اس آمده و  به قدری زیباست که عیناً می آورمش :

از فلق امروز چهل طلوع تا  موعد ذبح خورشید مانده ، بنا داریم که تا روز خون خدا ، چهل مرتبه زیارت کنیم قتیل عاشورای عاشقی را ، تا محرم به محرم گردیم و حاجی طواف حضرت عشق  (هر که دارد سر همراهی ما بسم الله …لبیک یا حسین)

.

صبح که رسیدم برق نبود

کار ما هم که با برق هست کلهم

عدو شد سبب خیر و به کارهایی که مدتها بود قصد انجامشان را داشتم رسیدم

و فی الحال همزمان با دو سیستم دارم کار می کنم که یکیش لپ تاپ هست

و همزمان گوش می دهم به نوای دلنشین و غم انگیز حاج حسن  خلج در اینجا

که غریب و عجیب می خواند و البته ناقص بود در این سایت

این وبلاگ زیارت عاشورا را برای دانلود گذاشته با ده صدای مختلف

قالب آن وبلاگ با وبلاگ بنده ی حقیر یکی است

اشتباه نشود

 آن وبلاگ متعلق به من نیست

.

هر که دارد سر همراهی ما بسم الله

میان لحظه های عاشقی با محبوب

هر کس

یادش بود

وقت کرد

یک نفر اینجا محتاج دعاست

….

ساعت از پنج عصر گذشته است

یکشنبه است

روز تعطیل مسیحیان و غرب

 صدای استاد شجریان می آید : پر کن پیاله را کاین آب اتشین دیری است ره به حال خرابم نمی برد

کمی خسته ام

فکرم به شدت مشغول است

حس هیچ کاری نیست

مدتهاست این وبلاگ که اسمش تراوشهای یک ذهن کوچک است

به تراوشهای ذهنی من آلوده نشده

ولی سعی خواهم کرد به بیشتر نوشتن

ان شاءالله

تا همین جا برای اول بار بعد از مدتها بس است

افاضات شیخ شهر

با ۲ تا گوشم شنیدم شیخ شهر…. روز جمعه بر فراز منبری

شیره‌ها را خورد و حکمت در نمود… گفت ‌ای شیره سرا پا شکری

بعد از آن فرمود این طوفان و سیل…در اروپای به این پهناوری

هست از بی‌ بند و باری زنان…بی‌ حجابی، لخت و عوری ، دلبری

گفتم‌ای شیخ اجل صد آفرین… بر چنین کشف ثقیل الباوری

مانده‌ام انگشت بر لب از کجا… کرده ایی این‌ کشف… خیلی‌ محشری

این چنین کشف هوا پلتیک را… ثبت باید کرد ثبت محضری

تازه فهمیدم شقیقه با گوزن …… ربط دارد در بلاد کافری

من گمانم وحی بر تو میشود.. مرگ من.. جون قلی‌.. پیغمبری؟

ور نه این همه اسرار را… از کجای خود در می‌آوری

من شنیده بودم این حرف ظریف… هر کجا جنگ است.. در هر کشوری

پای یک زن در میان باشد ولی‌…نه امور جوی و بالا سری

این اگر می‌باشد استدلال تو…بهتر از هر کس خودت مستحضری

خشک سالی‌ در بلاد مسلمین…از گناه چادرست و روسری

رود‌ها خشک و درختان زرد رو…مرد گاو مشت حسن از لاغری

تا ببارد برف و باران از هوا…در هوای سرد ماه آذری

امر کن زنها کمی‌ شلتر کنند… روسری را اینوری یا آنوری

تا مگر باران ببارد بر زمین… محض ابروی زری.. خال پری

بعد از آن درویش کن چشم خودت…یا نگاهش کن به چشم خواهری.

تا که دیدی سیل جاری شد…بگو بس کنند آن عشوه و عشوه گری

روی خود محکم بگیرند آنچنان…کاسمان وا ماند از سیل آوری

گر چه با این حرفها شیخ کبیر…آبروی شیخ‌ها را میبری

لیک ممنونم برای شعر ما…دم به دم مضمون نو میپروری

شیخ اگر کفر است آنچه گفته ام…کفر ما را تو در می‌آوری

گر شود سوراخ سقف آسمان… این چنین باید بگیری پنچری

بنده میپنداشتم هالو منم…تو که از هر هالویی هالو تری

.

سید محمدرضا عالی پیام

قابل توجه خانم ها

همیشه خانم ها به امر شریف «شرط و شروط تعیین کردن» مشغولن.

ولی حالا وقتشه که ما مردها هم تکلیف خودمون رو روشن کنیم…

خانوما توجه کنن: اینها قانون های ما هستن؛

توجه بفرمایید که همه قانون ها شماره «1» هستن!

1. با شما خرید کردن ورزش نیست. ما هم دوست نداریم فکر کنیم که هست!

1. گریه کردن یعنی باج خواستن!

1.هر چیزی که می خواهید درست بگید. بذارید درست روشنتون کنیم؛ با گوشه زدن به جایی نمی رسین. با کنایه زدن به جایی نمی رسین. با حرفای مبهم به جایی نمی رسین. صاف و پوست کنده بگین چی میخواین!

1. هیچ اشکالی نداره اگه سوال های ما رو با «بله» و «خیر» جواب بدین. خیلی هم خوشحال میشیم!

1. بی زحمت فقط وقتی مشکلتون رو پیش ما بیارین که بخواهین ما حلش کنیم. ما فقط مشکل حل کردن بلدیم. اگه همدردی می خواهید برید پیش بقیه خانم ها!

1. اگه برای 17 ماه متوالی سردرد دارید، یه چیزیتون میشه. خودتونو به دکتر نشون بدین!

1. چیزایی که 6 ماه پیش گفتیم رو توی دعوای امروز علیه خودمون استفاده نکنین. اصلاً می دونین چیه؟ ما فقط حرفای هفته پیش یادمونه!

1. اگه فکر می کنین چاقین خب حتماً هستین دیگه. چرا باز می پرسین؟!

1. اگه از حرف ما 2 تا برداشت می کنین و یکیش شما رو عصبانی یا غمگین می کنه، پس منظور ما این یکی نبوده، اون یکی بوده!

1. یا از ما بخواهید یه کاری براتون بکنیم، یا بهمون بگید چطوری باید انجامش بدیم. نه هر دو تاش با هم! اصلاً اگه شما بهتر می دونید که چطور باید انجام بشه، چرا خودتون انجام نمی دین؟!

1. اگه خیلی احساس میکنین که حتماً باید یه حرفی رو بزنین، حداقل تا آگهی بازرگانی تلویزیون صبر کنین. نه وسط فیلم!

1. کریستف کلمب از کسی آدرس نپرسید. ما هم نمی پرسیم!

1. ما مردا فقط اسم 16 تا رنگ رو بلدیم!

1. اگه ما پرسیدیم «چته؟» و شما گفتین «هیچی»، ما هم فرض می کنیم چیزیتون نیست. البته میدونیم که یه چیزیتون هست، ولی به دردسرش نمی ارزه!

1. اگه یه چیزی میگین ولی نمی خواهین جوابشو بشنوین، پس ما هم یه جوابی می دیم که نخواهید بشنوید!

1. وقتی می خواهیم با هم بریم بیرون، هر چی که بپوشین خوبه. به جون خودمون راست می گیم!

1. لباساتون کافیه!

1. کفشاتون هم خیلی زیاده!

1. اندام ما خیلی هم متناسبه. خپل هم خیلی خوبه!

1. خانمای محترم، از اینکه این مطلب رو خوندین متشکریم. ضمناً اگه قراره چند شب جدا بخوابین اصلاً نگران نباشین. بیرون خوابیدن برای مردا مثل پیک نیکه!

خنده

 

خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.

خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.

خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.

خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.

خنده زبان مشترک همه جهانیان است.

خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.

خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.

خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.

خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است.

خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستان‌های امروزی اتاق خنده طراحی شده است.

خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است.

خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی دارد.

خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.

خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)

خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.

خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.

خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.

خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید.

خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.

خنده به دلیل شستن CO2 از خون ، صورت را شفاف می‌کند.

خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.

خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.

خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.

خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.

خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.

خنده آنقدر مهم است که عکاسان می‌گویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!…

خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.

خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.

خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.

خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.

خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.

خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.

خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.

خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.

خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.

خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.

خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر می‌سازد. ۵ دقیقه خنده از ته دل موجب ۵ ساعت تسکین درد می‌شود.

خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.

خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.

خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکرده‌تر می‌شوند.

کمتر و دیرتر می‌خندند.

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.